المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
28
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
برخورد كرد بباغ شخصى از شيعيان إدريس عليه السّلام كه بسيار خوش منظره و سبز بود ، همينكه از صاحب آن باغ سؤال كرد ؟ گفتند : مال يكى از رافضيها است - و آن پادشاه را رسم اين بود كه هر كس تابع كفر و زندقهء او نميشد او را رافضى ميگفت - بيوراسب او را احضار كرد و گفت : حاضرى كه اين باغ و زمين را به من بفروشى ؟ گفت : اهل و عيال من از تو بيشتر به آن احتياج دارند . بيوراسب غضب كرد و نزد زن خود برگشت و دربارهء آن مرد با زن خويش مشورت كرده او را از قول آن شيعه آگاه نمود ، آن ضعيفه گفت : بايد او را كشت ولى پادشاه قبول نكرد مگر با حجّت و دليل ، ضعيفه گفت : براى قتل او مرا مكر و حيلهاى به نظر ميرسد و آن اينست كه گروهى را بخواه تا نزد تو شهادت دهند كه او از تو و دين تو برى و بيزار است ، پادشاه قبول كرد و ( بدين بهانه ) آن شيعه را كشت و اموال او را تصاحب كرد . آنگاه خداى قهّار براى قتل آن مؤمن غضب نموده ادريس عليه السّلام را وحى كرد كه نزد آن ظالم ستمكار رود و از قول خدا بگويد : من راضى نبودم كه تو بندهء مؤمن مرا بكشى و اموال او را تصرّف كرده اهل و عيال او را فقير نمائى . بعزّت خودم قسم كه انتقام او را از تو ميگيرم و سلطنت را از تو خواهم گرفت و شهر تو را ويران نموده گوشت زنت را طعمهء سگها خواهم نمود . آن ستمكار در جواب إدريس عليه السّلام گفت : از نزد من خارج شو و به كار خويش بپرداز ؛ سپس زن خويشتن را از نبوّت إدريس عليه السّلام و